السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
198
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
يثربيان رخت زين ديار ببنديد * زانكه حسين كشته گشت و گريه كنم زار پيكر پاكش بكربلا شده در خون * بر سر نى شد سرش بكوچه و بازار بشير گفت : سپس گفتم : اين علىّ بن الحسين است با عمّهها و خواهرانش كه نزديك شهر رسيدهاند و در كنار آن فرود آمدهاند و من قاصد اويم كه جاى او را بشما نشان دهم بشير گفت : هيچ زن پردهنشين و با حجابي در مدينه نماند مگر اينكه از پشت پرده بيرون آمدند مو پريشان و صورت خراشان و لطمه زنان صدا بوا ويلا بلند نمودند من نه از آن روز بيشتر گريه كن ديدهام و نه از آن روز بر مسلمين تلختر ، و شنيدم كه كنيزى بر حسين نوحه ميكرد و بدين مضمون شعر ميخواند داد قاصد خبر مرگ تو و دل بشنيد * وه چه گويم كه از اين فاجعه بر دل چه رسيد